Full HD

خرید بک لینک
صبح روی زمین بودمبازار بودم کیف دستی کوچکم را برده بودمدرونش تمام انچه باید میبود....بودبعدش بهشت بودم....انقدر خوب که پیش خودم می گفتم میشود همین جا بمیرم؟باورم نمیشد مگر میشد اینقدر واقعی؟باید قیافه ام را میدیدی....داشتم از خوشی میمردمانقدر به وجد امده بودم که دیگر اختیاری از خودم نداشتم میدویدم و می ایستادم به ولله که دیوانه شده بودم!تمام راه برگشت از بهشت را یک گیج شاد بودمبا اهنگ ها میرقصیدم و دوستداشتنی هایشان را میخواندم و گاهی لپ پدرم را میگرفتم!و قربان صدقه اش میرفتم از طرفی هم ناراحت بودم اخر از دیروز پای چپش درد گرفته بود و من باید مجبورش کنم حتما بره دکتر :(داشتم از دیوونه بازی هام میگفتم :)انقدر با باد خنک دی ماه همخوانی میکردم که خبوقتی در خانه را به رویش بستم...دلم گرفت:(نمیتونست بیاد داخل....خونه گرم بود....خونه همیشه گرم بودخونه سرد نمیشهخونه با اهل خونه سرد نمیشه!خونه با پدر و مادر سرد نمیشه!خونه با پدر سرد نمیشه!خونه با ؛از ؛ # واقعا نمیتونم ادامه بدم.........نمیشه..لعنت به ادمیزاد کور! ....لعنت # پست بعد بهشت را نشانتان خواهم داد :) Full HD...

ما را در سایت Full HD دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 63 تاريخ: جمعه 29 بهمن 1395 ساعت: 9:13

این شما و این عکس های یه بهشت :) Full HD...

ما را در سایت Full HD دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 76 تاريخ: جمعه 29 بهمن 1395 ساعت: 9:13

صندلی عقب برای خودم جای گرم و نرمی اماده کرده ام با اینکه از یادمان رفت پتو همراهمان بیاوریم ولی من تا میتوانستم لباس گرم با خودم اورده ام ولی هیچ چیزی گرم تر از کاپشن مشکی بابا نیست ان را پشت صندلی اش اویزان کرده و حال من خودم را زیرش جا کرده ام ولیکن کودک بودم که تمامم زیر کاپشنش جا میشد ولی الان باید برای پاهایم مونس دیگری میگذاشتم مثلا یک بافت ابی رنگی دور پاهایم پیچیده ام و سرم را روی کوله ی مشکی ابیم گذاشتم و من و مامان گهگداری برای اطمینان از بیداری بابا کل میزنیم .باید چهرهایشان را ببینی وقتی کل هایم انچنان طول میکشند که چهره ان دو را با لبخند به روی هم میگشاید و من چقدر از این محبت هایشان کیف میکنم یا زمانی که نزدیک غروب برایشان دو بیتی از شهریار و سعدی و حافظ و صائب میخواندم و مادرم لقمه میگرفت و به پدرم میداد.اخر کجای دنیا میتوانم اینقدر خوشبخت باشم?! دیگر چه کسی در این دنیا هست که تنها یک لبخندش جانم را میگیرد?مدت ها بود اسمان پر ستاره ای ندیده بودم انگار که اسمان کیک میپخت و اردش را بر سرما الک میکرد و تنها ماه برایش میماند ولی چه کسی میداند ان ها در کجای این فرش هستند?ح Full HD...

ما را در سایت Full HD دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 85 تاريخ: جمعه 29 بهمن 1395 ساعت: 9:13

قطعا یکی از بامزه ترین حالت های ممکن اینه که مثلا داخل یه جای نسبتا شلوغ مثل مطب دکتر در حالی که منتظر نوبت خودتی یا اتوبوس با هنذفری یه اهنگ خیلی شاد و قر زا گوش بدید

Full HD...

ما را در سایت Full HD دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 61 تاريخ: جمعه 29 بهمن 1395 ساعت: 9:13

صفحه بندی